ابن خلدون و نظريه پردازي اقتصادي
ابن خلدون و نظريه پردازي اقتصادي
پي ريزي شالوده هاي علم اقتصاد
نويسنده: ابراهيم .ام.اويس
مترجم: يعقوب نعمتي وروجني
عبدالرحمان ابن محمد ابن خلدون تونسي، يكي از برجسه ترين انديشمندان قرون ميانه اسلامي، بيشتر بخاطر نظرياتش در باب جامعه شناسي و مسائل اجتماعي شناخته شده است. ولي لازم بذكر است كه ايشان در باب مسائل عمده علم اقتصاد نيز به انديشه ورزي پرداخته و در تطور اين علم بطور مستقيم يا غير مستقيم نقش آفريني نموده است.
از نظر ابن خلدون، كار منشا ارزش است. وي ضمن ارايهء شرح مفصلي از نظريه ارزش كار، براي اولين بار در تاريخ، اين نظريه را ارايه داد. نيازي به گفتن نيست كه ابن خلدون هيچ گاه از آن به عنوان نظريه نام نبرد ولي به طور استادانه اي آن را در لابه لاي بررسي اش درباره كار ارايه داد.
ابن خلدون تمامي درآمدها را به دو دسته تقسيم مي كند: “ربح (درآمد كل) و كسب (درآمد براي امرار معاش.) ربح زماني كسب مي شود كه فرد براي خود كار مي كند و محصولات را به ديگران مي فروشد. در اين جا ارزش بايد شامل بهاي مواد خام و منابع طبيعي نيز شود. كسب، زماني حاصل مي شود كه فرد براي خود كار كند.
از آن جايي كه طبق انديشه هاي ابن خلدون، كار، شرط لازم و كافي درآمد و سود است، پس منابع طبيعي فقط شرط لازم محسوب مي شوند. كار و حاصل آن، منجر به توليد مي شود كه آن نيز به نوبه خود از طريق تهاتر و يا كاربرد پول، كه طلايا نقره است، مبادله مي شود. اين فرآيند، درآمد و سودي را باعث مي شود كه پس از كم كردن هزينه مواد خام، ارزش كار را نصيب خود مي كند.
هر اندازه كه نوع خاصي از كار، ارزشمندتر شود و تقاضا براي محصول آن از عرضه فراتر رود، درآمد ناشي از آن كار نيز بايد افزايش يابد. درآمد بالاي يك حرفه، ديگران را به سوي آن جذب مي كند، پديده اي پويا كه نهايتا به افزايش عرضه آن و متعاقبا به كاهش سود حاصل از آن، منتهي مي شود. اين اصل در تحليل اوليه و خردمندانه ابن خلدون از تنظيمات طولاني مدت درون مشاغل و بين مشاغل، توضيح داده شده است.
ابن خلدون به اختصار مشاهده، بررسي و تبيين كرد كه چگونه عوايد حاصل از كاري مشابه، ممكن است از محلي به محل ديگر، متفاوت باشد. براي مثال، درآمدهاي قضات، صنعتگران و حتي گدايان، مستقيما به درجه رفاه و سطح زندگي هر شهري وابسته است كه اين ها نيز به نوبه خود، از ثمرات كار و وجود مجتمع هاي توليدي، ناشي مي شوند.
ابن خلدون شالوده هاي نظريه تقاضا را پايه ريزي كرده كه پس از وي توسط توماس مالتوس، آلفرد مارشال، جان هيكس و ديگران بسط داده شد. در صورتي كه تقاضاي يك كالا، پول هاي مصرف كنندگان را به سوي خود جلب كند، بها و ميزان فروش آن، افزايش مي يابد و اگر تقاضا براي كالايي خاص، كاهش يابد، از ميزان فروش آن كاسته شده و در نتيجه قيمت آن پايين خواهد آمد. تقاضا براي كالايي خاص، همچنين به ميزاني كه دولت آن را خريداري مي كند، بستگي دارد. حكمران و طبقه حاكم، بيش تر از توان خريد هر فرد ديگري، خريداري مي كنند. يك صنعت در صورتي كه دولت محصولات آن را خريداري كند، شكوفا خواهد شد. صنايع در صورتي كه تقاضا براي محصولات آن افزايش يابد، رشد خواهند كرد.
ابن خلدون همچنين به مفهوم سود نيز پرداخت. بنا به گفته وي: “تجارت يعني خريد مال التجاره و كالا، ذخيره آن و انتظار تا زماني كه نوسانات بازار، به افزايش قيمت كالا، منجر شود. اين جريان، سود ناميده مي شود”.
در جايي ديگر، ابن خلدون باز هم به اين انديشه اشاره كرده است: “مردمان باهوش و دنياديده مي دانند كه احتكار و ذخيره غلات به اميد قيمت هاي بيش تر، بديمن است، چرا كه ممكن است به خاطر خراب و فاسد شدن، سود از دست برود.”
ابن خلدون معتقد است كه قيمت هاي بسيار زياد و يا خيلي اندك، مختل كننده بازار هستند. بنابراين توصيه وي به دولت اين است كه از طريق يارانه و ديگر روش هاي دخالت در بازار، قيمت ها را به طور تصنعي، زياد كاهش ندهد. اين گونه سياست ها از نظر اقتصادي فاجعه بار هستند زيرا كالاهاي ارزان قيمت، به زودي از بازار حذف مي شوند و هيچ انگيزه اي براي تامين كنندگان براي توليد يا فروش باقي نمي ماند. همچنين ابن خلدون نتيجه مي گيرد كه قيمت هاي بسيار بالانيز با گسترش بازار، سازگار نيستند.
وي همچنين چندين عامل موثر بر سطح عمومي قيمت هاي تصاعدي را برشمرد، مانند افزايش تقاضا، محدوديت عرضه و افزايش هزينه توليد كه شامل ماليات فروش نيز مي شود. ابن خلدون در اين باره چنين مي گويد: “به خاطر تقاضا براي كالاهاي لوكس، آنان تبديل به كالاهايي عادي شده و بنابراين جزو احتياجات اوليه مي شوند. علاوه بر اين، تمامي كارها، گران مي شوند و وسايل آسايش و راحتي نيز گران تر مي شوند، به دلايل زيادي از جمله اين كه دولت بر بازار و معاملات تجاري، ماليات وضع مي كند و اين امر خود را در قيمت فروش نشان مي دهد. بنابراين، وسايل آسايش، موادغذايي و كار، بيش از حد گران مي شود و در نتيجه مخارج مردم به تناسب تمدن هر شهري، افزايش چشمگيري پيدا مي كند و مقادير زيادي پول خرج مي شود. تحت اين شرايط، مردم براي تامين ضروريات زندگي خود و خانواده هايشان و ديگر ملزومات، به مقادير زيادي پول نياز پيدا مي كنند”.
ابن خلدون درباره تاثير عرضه محدود بر سطح قيمت ها به اختصار چنين گفته است: “زماني كه كالايي اندك و ناياب شود، بهاي آن افزايش مي يابد”. با تامل دقيق در اين سخن، آشكار مي شود كه ابن خلدون، چيزي را كشف كرده بود كه امروز به عنوان علل فشارهاي تورمي معروف است. در واقع، او اولين فيلسوفي است كه به طور سيستماتيك، عوامل موثر بر قيمت كالاو سطح كلي قيمت ها را شناسايي كرد.
ابن خلدون با توجه به انباشت سرمايه از طريق اقدامات افراد، نظريه اوليه رشد را ارايه داد. افراد تمامي سود را از طريق تلاش خود به دست نمي آورند بلكه بخشي از سود را از طريق مثلاباران كه باعث حاصلخيزي زمين مي شود و عواملي مشابه كسب مي كنند. با اين حال، عوامل مذكور، فقط كمكي هستند. تلاش فرد بايد با اين عوامل همراه شود. اگر تلاش فرد با ضروريات فرد متناسب باشد، وسيله امرار معاش وي را حاصل خواهد آورد و اگر تلاش فرد بيش تر از نيازهاي ضروري اش باشد، موجب انباشت سرمايه مي شود.
ابن خلدون، شرحي از مراحل توسعه اقتصادي از بيابانگردي تا مرحله كشاورزي را ارايه داد. وي مي گويد: شهرهاي بزرگ از گسترش شهرهاي كوچك به وجود مي آيند و در شهرهاي بزرگ تقاضا بيشتر و مشاغل تخصصي، افزون تر مي شود. تا زماني كه تلاش مازاد براي انباشت سرمايه وجود داشته باشد، رشد اقتصادي نيز ادامه پيدا مي كند انباشت سرمايه نيز به نوبه خود با كار بشري عجين شده به توليد بيش تر و توسعه صنايع در شهرها، منجر مي شود.” همانطور كه قبلاذكر شد، ثروت از طريق كار و حاصل آن گسترش مي يابد، در حالي كه تلاش بشري اندك، باعث بازگشت به ركود و كاهش سطح زندگي مردم مي شود.
طبق نظر ابن خلدون، عوايد حاصل از ماليات به خاطر رونق تجارت بيش تر مي شود كه آن نيز به نوبه خود از طريق ماليات هاي آسان و نه كلان، شكوفا مي شود. زماني كه ميزان ماليات وضع شده بر اتباع، اندك باشد، آنان انرژي و انگيزه انجام كار را خواهند داشت. ابتكارات فرهنگي بيش تر مي شود چرا كه ماليات هاي كم، رضايت خاطر را فراهم مي آورد. از اين طريق ، ميزان كل دارايي ها، درآمدها و سود نيز بيش تر مي شود. متعاقبا، درآمد حاصل از ماليات نيز كه از دارايي هاي افراد اخذ مي شود، به نوبه خود افزايش مي يابد. در حالي كه ماليات هاي كلان، تاثيري منفي بر درآمدها و سود گذاشته و در نهايت به كاهش ميزان ماليات ها، منتهي مي شود.
از نظر وي، پول، گونه اي واقعي از ثروت نيست، بلكه وسيله اي است كه از طريق آن، ثروت حاصل مي شود. وي اولين فردي بود كه عملكردهاي مهم پول به عنوان وسيله و محل ذخيره ارزش و ثروت را شرح داد. “دو فلز معدني، يعني طلاو نقره، به عنوان وسيله ارزش براي گردآوري سرمايه، نوعي گنجينه و مالكيت هستند حتي اگر تحت شرايطي خاص، اشياي ديگري نيز به دست آيند، اين امر تنها به منظور به دست آوردن طلاو نقره انجام مي گيرد. ديگر اشياء، محكوم به ركود بازار هستند كه طلاو نقره از آن مستثنا هستند. اين دو فلز، محل سود، مالكيت و ثروت هستند. شكل واقعي ثروت، پول نيست بلكه ثروت از طريق گردآوري پول، ايجاد شده و يا منتقل مي شود.”
ابن خلدون در زمينه اقتصاد بين الملل نيز انديشه پردازي كرده و مزاياي تجارت ما بين ملت ها را برشمرده است. طبق نظر ابن خلدون، از طريق تجارت خارجي، رضايت مردم، سود بازرگانان و ثروت كشورها افزايش مي يابد. “بازرگاناني كه با تجارت آشنايي كافي داشته باشند، كالاهايي را تجارت مي كنند كه مورد نياز عموم مردم اعم از فقرا، ثروتمندان، حكام و نيز شهروندان عادي باشد، چرا كه نياز عمومي، تقاضاهاي زيادي براي كالاهاي مذكور ايجاد مي كند و اين تجارت براي بازرگانان سودآورتر است”.
گر چه ابن خلدون نيز انديشه هاي قبل از خود مانند تخصص گرايي افلاطون، بررسي پول از نظر ارسطو و نقش دولت در انديشه طاهر بن حسين را بازسازي كرد ولي انديشه هاي وي، اصيل تر از آدام اسميت است. به نظر مي رسد، اين ابن خلدون است كه ايده هاي اوليه را در حوزه هاي متعدد انديشه اقتصادي پايه ريزي كرد.
از آن جايي كه شباهت هاي جالب توجهي بين انديشه اقتصادي ابن خلدون و آدام اسميت وجود دارد، اين امر بايد به مورخان اقتصادي واگذار شود تا ارتباطات مستقيم و غيرمستقيم بين اين دو انديشمند بزرگ را كه چهار قرن با يكديگر فاصله داشتند، روشن كند. گرچه آدام اسميت به صراحت به آثار ابن خلدون ارجاع نداده ولي مي توان به راحتي استدلال كرد كه كانال هاي متعددي براي آگاهي او از انديشه هاي اقتصادي ابن خلدون وجود داشته است.
حتي اگر آدام اسميت به طور مستقيم با انديشه هاي اقتصادي ابن خلدون روبه رو نشده باشد، باز هم آراي اقتصادي ابن خلدون، شالوده هاي اقتصاد كلاسيك و حتي نظريه اقتصادي مدرن را تشكيل مي دهند. نه تنها ابن خلدون، به عنوان پدر جامعه شناسي معروف است، بلكه همان گونه كه آرنولد توين بي نيز اعتراف مي كند، سهم وي در رشته تاريخ به خوبي شناخته شده است. ابن خلدون در حوزه هاي مختلف اقتصادي، انديشه پردازي كرده است از جمله در مورد “ارزش و رابطه آن با كار، نظريه انباشت سرمايه و رابطه آن با ظهور و سقوط دولت ها، پويايي هاي تقاضا، عرضه، قيمت و سود، نظريه پول و نقش حكومت ها، نظريه ماليات و ديگر موضوعات اقتصادي”. ابن خلدون از طريق فهم و شناخت بالاي خود از تاريخ همراه با مشاهدات دقيق از انسان ها، زمان و مكان ها، بررسي هاي عميق تجربي اي براي تحليل و توليد انديشه اقتصادي انجام داده است. وي براي اولين بار در طول تاريخ، گنجينه اي از آثار غني در باب اقتصاد بر جاي نهاده است.
منبع:www.islamic-world.net
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6809 1/7/88 > صفحه 18 (انديشه) > متن
بسم الله الرحمن الرحیم